سرزنش نکنیم

سرزنش نکنیم محسن مقصودی

سرزنش نکنیم

سرزنش نکنیم ، چقدر جمله ساده و کوتاهی است!

آیا تا به حال سرزنش شده‌اید؟

آیا کسی را سرزنش کرده‌اید؟

زندگی پر از مفاهیم ارزشمند و کاربردی است که در برخی لحظه ها، بخصوص زمانی که هنوز آنطور که باید به لذت یادگیری پی نبرده بودیم، از کنارشان به سادگی گذشتیم.

اما وقتی که با تکیه بر دانشی که از یادگیری بدست آوردیم، شروع به ایجاد تغییر می کنیم دنیا و هر آنچه در آن است بصورتی دیگر رخ می نمایاند. کم کم یقین پیدا می کنی که وقتی می شنوی؛ نشانه های زندگیت را خوب بشناس و به دنبالشان برو، خیلی بجا و کاربردی است و این ایمان هر روز که جلوتر می رویم قوی و قویتر می شود.

به یاد دارم در خیلی از مواقع در جمع دوستان، همدرسان یا فامیل بصورت ندانسته و البته ناخودآگاه بلحاظ دریافت آموزشی اشتباه دچار غرور کاذب و خودبزرگ بینی خارج از حد تصور می شدم. وقتی با مجید به مباحثه مشغول می شدم، فکر آنکه برای پیشبرد و رسیدن به خواسته هایم باید اول منافع و خواسته های اون رو مد نظر قرار می دادم؛ اصلا به فکرم خطور نمی کرد. چه بسا هنوز هم خیلی ها به همین صورت رفتار می کنند.

اما از وقتی که خواستم شروع به ایجاد تغییر در زندگی ام بکنم و شروع به توسعه مهارت‌های زندگی کردم،  به این نکته ی بسیار ارزشمند در چندین منبع و کتاب معتبر برخورد کردم که یکی از راههای نفوذ در قلب دیگران و بخصوص کسانی که با ایشان در ارتباط هستیم این است که؛ ما برای اینکه به مطلوب خودمان برسیم، هرگز نباید صرفا به هدف، خواسته یا منافع خودمان را بپردازیم. حتی اگر برای خودمان بسیار بسیار مفید و ارزشمند باشد.

در این مواقع پرداختن به منافع و سودی که طرف مقابل ما از داشتن ارتباط با ما یا دست زدن به عملی که مد نظر ما است، بدست می آورد بسیار مفید واقع می شود. و دوست، همکار، همسایه، مشتری یا هر فرد دیگری در این حالت اقبال بیشتری به ایجاد و حفظ ارتباط با ما از خود نشان خواهد داد و حتما ما نتایج شگفت انگیزی را دریافت خواهیم کرد.

سرزنش نکنیم محسن مقصودی

این ها را عرض کردم تا به موضوع اصلی این مقاله که ” سرزنش نکنیم ” است، برسم. هرگز یادم نمی رود نتایج نامطلوبی که در نحوه بیان خواسته و انتظاراتم از فرزندان یا افراد نزدیکم دریافت می کردم. با وجود آنکه همواره خواسته و انتظار من توام با موفقیت و پیشرفت ایشان بود، اما اصلا موثر واقع نمی شد. من در آن روزها خواسته های مشترکی که با فرزندان، برادران یا همکارانم داشتم را با استفاده از ابزار ناکارآمدی بنام سرزنش، ابراز می داشتم.

به مهدیه می گفتم؛ ببین فاطمه چه نمره ای آورده یا به داود می گفتم ببین برادران طاقتی چطور از در کنار هم و با هم بودن به موفقیت می رسند، تو چرا اینطور نیستی؟ یا اصلا تو نمی توانی یا خدایی نکرده… نمی فهمی! و این عبارات ضربات و پتک های سنگینی بود که من ندانسته بر پیکر عذت نفس اطرافیانم وارد می آوردم و به خیال خودم همان تاثیر مثبت را می گذاشتم.

همه این رفتارها نتیجه آموزه های اشتباه و الگو برداری از رفتارهایی بود که با خود من انجام شده بود.

در طی سالها و در روند رشد و مطالعاتی که کردم و می دانم لذت و شیرینی این تغییر و یادگیری را هرگز از خودم جدا نمی سازم، خواندم، حس کردم و به نتیجه رسیدم که تقریبا همه افراد تاثیر گذار برای نفوذ در قلب دیگران و جلب محبت ایشان هرگز کارها و رفتارشان را سرزنش نمی کردند و نمی کنند، بلکه روش صحیحی برای بیان خواسته و رسیدن به اهداف مشترکشان می یابند.

حال به اهمیت همراه ساختن دیگران بدون سرزنش پی بردیم. در این همراه سازی توجه ما بر روی منافع و چیزهایی است که افراد از همراه شدن با ما به دست می آورند.

با یک مثال به تفسیر بیشتر موضوع می‌ پردازم.

قبل از اینکه بتوانم مسیر تغییر و یادگیری را در زندگی خودم نهادینه کنم همواره خواسته هایم بخصوص از فرزند بزرگترم مهدیه؛ یک طرفه بود. حتی اگر از او درخواست می کردم که درسش را بیشتر و بهتر بخواند، همواره نتیجه نامطلوبی دریافت می کردم. تا اینکه خود به بررسی ماجرا و علل دریافت نتیجه نامطلوب در مسیر یادگیری و کسب دانش پرداختم.

معرفی یک کتاب

در این مسیر با کتاب بسیار ارزشمند آیین دوست یابی آشنا شدم که در آن دیل کارنگی به عواقب سرزنش در ارتباطات پرداخته است. وقتی از همین آموزه ها برای ایجاد ارتباط موثر و مطلوب بهره جستم، توانستم نتابج مطلوب و بهتری هم بدست بیاورم و با مفهموم سرزنش نکنیم ، بیشتر و بهتر آشنا شوم.

مثلا قبل از این مراحل به همه حواس من و همسرم به مهدیه و توجهش به خواندن درسهایش بود اما بعد از تغییر رویه با وجود اینکه ما توجه خودمان را از روی مهدیه برداشتیم و فقط برای کاری که انجام می دهد دلیل ایجاد کردیم. روند مطلوب و موثر بدون صرف انرژی بیشتر برای ما و مهدیه شکل گرفت.

در مثال بالا من از چیزهایی که خود مهدیه از درس خواندش به دست می آورد صحبت کردم. برایش از چرایی های اینکار گفتم و به نوعی اقداماتش را هدفمند کردم که بداند برای چه و برای رسیدن و به دست آوردن چه چیزی باید درس بخواند و درس خواندن چه کمکی می تواند به مهدیه بکند.

تغییر رویه و تغییر نتیجه

ملاحظه می کنید با تغییر چند رویه و نگرش کوچک نتایج به مراتب بزرگ و مطلوب بدست خواهیم آورد.

پس اگر دنبال نتیجه ای مطلوب از ارتباطی هستید، سعی کنید فرد را متوجه منافعی که از این ارتباط بدست می آورد. بکنید.

افراد در هر جایگاهی که باشند با چیزهایی که تا کنون در زندگی با آنها مواجه شده اند یا یاد گرفته اند، اتفاقات را تفسیر می کنند. و قرار نیست تجربه و افکار خودمان را در مدتی کوتاه به آنها دیکته کنیم و نگاه بالا به پایینی نسبت به آنها داشته باشیم.

تشویق کردن هر کسی در هر سنی که باشد موجب دلگرمی و استقبال بیشترش خواهد شد.

و این امر بخصوص در کودکان و نوجوانان موثر و قابل اجرا است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *